مأموریت آرتمیس ۳؛ گامی نوین در بازگشت انسان به ماه
پس از دههها توقف، انسان دوباره قصد دارد به سطح ماه قدم بگذارد و مأموریت آرتمیس ۳ بهعنوان یکی از مهمترین و حیاتیترین مراحل این مسیر شناخته میشود. این مأموریت سرنشیندار، در نظر دارد فناوریها، سامانهها و عملیات مداری را در شرایط واقعی آزمایش کند تا آمادگی لازم برای فرودهای آینده را فراهم سازد.
در این برنامه، چهار فضانورد با استفاده از موشک سامانه پرتاب فضایی (SLS) و فضاپیمای اوریون به فضا اعزام میشوند. پس از رسیدن به مدار زمین، اوریون با سامانههای توسعه یافته توسط بخشهای خصوصی ملاقات و عملیات اتصال را انجام خواهد داد، که نقش مهمی در ارزیابی عملکرد سامانههای ناوبری و کنترل دارد.
اهداف و اهمیت مأموریت آرتمیس ۳
اگرچه آرتمیس ۳ مستقیماً به سطح ماه نمینشیند، اما اهداف متعددی برای آن تعریف شده است که نقش کلیدی در توسعه فناوریها و ارزیابی عملیاتهای فضایی ایفا میکنند. این مأموریت، پاسخگوی پرسشهای فنی حیاتی است که موفقیت کل برنامه آرتمیس به آنها وابسته است.
عملیات ملاقات مداری و آزمایشهای ناوبری
ملاقات مداری یکی از عملیاتهای چالشبرانگیز در فضا است که نیازمند نزدیک شدن دو فضاپیما با سرعت زیاد و در شرایط کنترل شده است. آرتمیس ۳، فرصتی بینظیر برای ارزیابی عملکرد سامانههای ناوبری، هدایت و کنترل در این فرآیند فراهم میکند.
آزمایش عملیات اتصال و تثبیت سامانهها
پس از ملاقات مداری، عملیات اتصال فیزیکی بین اوریون و سامانههای ماهنشین انجام میگیرد. دقت در این مرحله حیاتی است، زیرا کوچکترین خطا میتواند مأموریت را با شکست مواجه کند. موفقیت در این عملیات، کلید اصلی برای فرود انسان روی ماه است.
اعتبارسنجی سامانههای توسعه یافته توسط بخش خصوصی
برنامه آرتمیس، به شدت بر همکاری با بخش خصوصی تکیه دارد. سامانههای توسعه یافته توسط شرکتهای تجاری، باید استانداردهای سختگیرانه فضایی را رعایت کرده و عملکرد صحیح خود را در محیط عملیاتی اثبات کنند.
توسعه و آزمایش روشهای عملیاتی جدید
فضانوردان و تیمهای زمینی باید روشهای اجرایی نوینی را برای مأموریتهای آینده تدوین و بهبود دهند. آرتمیس ۳، بستر لازم برای آزمایش و اصلاح این رویهها است.
پیشزمینهسازی برای مأموریت آرتمیس ۴
هدف نهایی این مأموریت، فراهم کردن شرایط لازم برای فرود سرنشیندار در مأموریت آرتمیس ۴ است. بنابراین، این پروژه نقش حیاتی در برنامه بلندمدت بازگشت انسان به ماه دارد.
فضانوردان مأموریت آرتمیس ۳
در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، ناسا تیم چهار نفرهای را برای مأموریت آرتمیس ۳ معرفی کرد. این تیم، مسئولیت انجام یکی از پیچیدهترین عملیاتهای فضایی تاریخ معاصر را بر عهده دارد، که شامل آزمایش عملیات ملاقات، اتصال و عملیاتهای مداری در مدار زمین است.
معرفی تیم مأموریت آرتمیس ۳
مأموریت آرتمیس ۳ با هدایت تیمی مجرب و چندملیتی طراحی شده است تا گام مهمی در بازگشت انسان به سطح ماه بردارد. در این بخش، نگاهی دقیقتر به اعضای کلیدی تیم و نقش هر یک در اجرای این ماموریت استثنایی خواهیم داشت.
فرمانده مأموریت: رندی برزنیک
رندی برزنیک، فضانورد با سابقه و کارآزموده ناسا، مسئولیت فرماندهی آرتمیس ۳ را بر عهده دارد. او که پیشتر در دو مأموریت فضایی شرکت کرده و در ایستگاه فضایی بینالمللی حضور داشته است، به دلیل تواناییهای رهبری و تجربه در عملیاتهای فضایی پیچیده، به عنوان فردی مناسب برای هدایت این مأموریت انتخاب شده است. سابقهی او در مدیریت تیمهای چندملیتی و اجرای مأموریتهای حساس، نقش مهمی در موفقیت آرتمیس ۳ ایفا میکند.
خلبان مأموریت: لوکا پارمیتانو
لوکا پارمیتانو، فضانورد اروپایی، به عنوان خلبان مأموریت انتخاب شده است. او اولین فضانورد ایتالیایی است که در مأموریتهای آرتمیس نقش خلبانی را بر عهده دارد. پارمیتانو که قبلاً در دو مأموریت فضایی شرکت کرده و فرمانده ایستگاه فضایی بینالمللی بوده است، نماد همکاریهای بینالمللی در برنامه آرتمیس است و توانمندیهای فنی و عملیاتی بالایی دارد.
متخصص مأموریت: فرانک روبیو
فرانک روبیو، یکی از اعضای باتجربه تیم، در سال 2023 رکورد طولانیترین اقامت در فضا را برای یک فضانورد آمریکایی ثبت کرد، با اقامت ۳۷۱ روز در ایستگاه فضایی بینالمللی. تجربهی گسترده او در مأموریتهای بلندمدت و مدیریت سامانههای پیچیده، او را به گزینهای ایدهآل برای نقشهای تخصصی در آرتمیس ۳ تبدیل کرده است. توانایی او در کار با فناوریهای پیشرفته و مدیریت بحران، از مزایای کلیدی حضورش در این مأموریت است.
متخصص مأموریت: آندره داگلاس
آندره داگلاس، عضو نسل جدید فضانوردان ناسا، در اولین مأموریت فضایی خود در آرتمیس ۳ شرکت خواهد داشت. او مهندس سامانههای فضایی و پژوهشگر حوزه رباتیک است و پیش از این در پروژههای خودکار و فناوریهای نوین فضایی فعالیت داشته است. ناسا او را به عنوان یکی از چهرههای کلیدی در توسعه فناوریهای آینده کاوشهای فضایی معرفی میکند و نقش مهمی در آزمایش تجهیزات و فناوریهای نوین در مأموریت آرتمیس ۳ بر عهده دارد.
فضانورد ذخیره: باب هاینز
ناسا همچنین باب هاینز را به عنوان فضانورد ذخیره معرفی کرده است. او در تمام مراحل آموزشی همراه تیم اصلی است و در صورت بروز هرگونه تغییر در ترکیب خدمه، میتواند جایگزین یکی از اعضای اصلی مأموریت شود. حضور او تضمین میکند که مأموریت در هر شرایطی به صورت روان و بدون تأخیر انجام گیرد.
فضاپیمای اوریون در مأموریت آرتمیس ۳
فضاپیمای اوریون، قلب برنامه آرتمیس، نقش کلیدی در مأموریت دارد. این فضاپیما برای جابهجایی و سکونت فضانوردان در فضا طراحی شده است و نسبت به فضاپیماهای مدار پایین زمین، قابلیتهای بسیار بالایی دارد. ساختار آن شامل چند بخش اصلی است که هر یک وظایف خاصی را بر عهده دارند.
اوریون از ماژول سرنشیندار، ماژول خدمات اروپایی، سامانههای پشتیبانی حیات، سامانههای ارتباطی دوربرد و سپر حرارتی پیشرفته تشکیل شده است. این ساختارها با همکاری فناوریهای پیشرفته، امکان اجرای مأموریتهای بلندمدت در فضا را فراهم میکنند. در مأموریت آرتمیس ۳، اوریون نقش مرکز فرماندهی را بر عهده دارد و عملیاتهای مرتبط با فرود و اتصال تجهیزات، از طریق آن مدیریت میشود.
موشک SLS و نقش آن در مأموریت آرتمیس ۳
برای انتقال اوریون به فضا، ناسا از سامانه پرتاب قدرتمند SLS استفاده میکند. این موشک، بزرگترین و قدرتمندترین موشک ساخته شده توسط ناسا پس از برنامه آپولو است. فناوریهای پیشرفته در ساخت SLS، توانایی حمل بارهای سنگین و اطمینان از موفقیت مأموریتهای فضایی را فراهم میآورد.
موفقیتهای مأموریتهای قبلی، مانند آرتمیس ۱ و آمادگیهای آرتمیس ۲، نشان داده است که SLS میتواند نقش کلیدی در بازگشت انسان به ماه ایفا کند. این فناوری، پایهای برای توسعه مأموریتهای آینده و گسترش مرزهای کاوش فضایی است.
سامانههای ماهنشین و مشارکت بخش خصوصی در برنامه آرتمیس
یکی از تفاوتهای مهم برنامه آرتمیس با برنامه آپولو، مشارکت فعال بخش خصوصی در توسعه تجهیزات است. ناسا مسئولیت طراحی و ساخت سامانههای فرود را به شرکتهای تجاری واگذار کرده است، تا بتواند تمرکز خود را بر فناوریهای نوین و مدیریت مأموریتها متمرکز کند.
در این راستا، دو سامانه اصلی مورد توجه قرار گرفتهاند: استارشیپ و بلومون. این سامانهها قرار است نقش مهمی در فرود و عملیاتهای سطح ماه ایفا کنند و همکاری میان نهادهای دولتی و بخش خصوصی، سرعت توسعه و نوآوری در این حوزه را افزایش میدهد.
طرح استارشیپ اچالاس (Starship HLS)
استارشیپ HLS، نسخه ویژهای از فضاپیمای استارشیپ است که توسط شرکت اسپیسایکس توسعه یافته است. این سامانه برای انتقال فضانوردان میان مدار ماه و سطح آن طراحی شده و در برنامههای آینده، نقش مهمی در عملیاتهای فرود و بازگشت ایفا خواهد کرد. همکاری در توسعه این فناوری، نشان دهنده تمرکز برنامه آرتمیس بر نوآوری و بهرهبرداری از توانمندیهای بخش خصوصی است.
روند مأموریت آرتمیس ۳
مأموریت آرتمیس ۳ یکی از پیچیدهترین و در عین حال حیاتیترین برنامههای سرنشیندار ناسا در تاریخ است که با اجرای چندین مرحله فناوری، هدف بازگشت انسان به سطح ماه را دنبال میکند. این مأموریت شامل سه مرحله پرتاب مجزا و عملیاتهای متعددی برای ملاقات و اتصال در مدار است که هر کدام برای ارزیابی و آزمایش فناوریهای کلیدی طراحی شدهاند. هر بخش از این فرآیند، نقش مهمی در توسعه زیرساختهای لازم برای حضور دائم انسان در ماه ایفا میکند و فناوریهای مورد نیاز برای بازگشت ایمن و موفقیتآمیز به زمین و ماه را مورد آزمایش قرار میدهد.
پرتاب فضاپیمای آزمایشی بلو اوریجین
قبل از اعزام فضانوردان، فضاپیمای آزمایشی بلو اوریجین که متعلق به شرکت بلو اوریجین و ساخته شده به دست جف بزوس است، به مدار زمین پرتاب میشود. این سفینه میتواند تا حدود ۹۰ روز در مدار باقی بماند و برای آزمایشهای ملاقات و اتصال با فضاپیمای اوریون طراحی شده است. هدف اصلی از این مرحله، ارزیابی عملکرد سیستمهای آزمایشی و آمادگی برای عملیاتهای بلندمدت در مدار است.
پرتاب اوریون و ورود به مدار زمین
در مرحله بعد، چهار فضانورد مأموریت با استفاده از موشک SLS و فضاپیمای اوریون، از سکوی پرتاب ۳۹B در مرکز فضایی کندی راهی فضا میشوند. برخلاف مأموریت آرتمیس ۲، در این مرحله، فضاپیما به سمت ماه حرکت نمیکند و پس از جداشدن از موشک، در مداری دایرهای در ارتفاع تقریبا ۴۳۰ کیلومتری از سطح زمین قرار میگیرد. این مرحله، فرصت مناسبی برای ارزیابی عملکرد سامانههای جدید و سازگاری کامل فضاپیما با محیط فضایی است.
ملاقات و اتصال با فضاپیمای بلو اوریجین
پس از استقرار در مدار، اوریون به فضاپیمای بلو اوریجین نزدیک شده و با آن متصل میشود. در این مرحله، فضانوردان عملکرد سامانههای فضاپیما و سازگاری آن با لباسهای فضایی نسل جدید AxEMU ساخت شرکت آکسیوم اسپیس را ارزیابی میکنند. همچنین، اوریون به مدت تقریبا دو روز کنترل وضعیت و هدایت مجموعه متصل شده را بر عهده دارد تا از صحت عملکرد سیستمها اطمینان حاصل شود.
ملاقات و اتصال با استارشیپ اسپیسایکس
در همزمان با این عملیات، فضاپیمای استارشیپ اسپیسایکس که متعلق به ایلان ماسک است، به مدار زمین پرتاب میشود. پس از جدایی اوریون از فضاپیمای بلو اوریجین، استارشیپ HLS با هدف آزمایش عملیاتهای ملاقات و اتصال، در مدار با اوریون ملاقات میکند. در این مرحله، استارشیپ به عنوان یک سکوی خدمه عمل نمیکند و فضانوردان در داخل اوریون باقی میمانند. عملیات اتصال این دو فضاپیما حدود یک روز طول میکشد و به ارزیابی عملکرد سامانههای هدایت، ارتباطات، پیشرانش و ناوبری کمک میکند.
ارزیابی سامانهها و فناوریهای کلیدی
در حین عملیات اتصال، ناسا تمرکز زیادی بر ارزیابی عملکرد سیستمهای مختلف دارد. این شامل سیستمهای هدایت، ارتباطات، پیشرانش، ناوبری و هماهنگی میان فضاپیماهای مختلف است. دادههای جمعآوری شده در این مرحله، نقش مهمی در توسعه فناوریها و زیرساختهای مأموریتهای آینده، به ویژه آرتمیس ۴ و فرودهای سرنشیندار بر سطح ماه، ایفا میکند. این ارزیابیها، اطمینان حاصل میکند که فناوریها در بهترین حالت خود قرار دارند و قابلیت اطمینان کافی برای مأموریتهای بلندمدت را دارند.
بازگشت به زمین
پس از اتمام آزمایشها و حدود دو هفته پس از آغاز مأموریت، اوریون از استارشیپ جدا میشود و مسیر بازگشت به زمین را در پیش میگیرد. این فضاپیما، با بهرهگیری از سپر حرارتی پیشرفته، وارد جو زمین میشود و در نهایت در اقیانوس آرام و در نزدیکی سواحل سن دیگو فرود میآید. نیروهای بازیابی، پس از فرود، عملیات جمعآوری فضاپیما و ایمنسازی فضانوردان را انجام میدهند، تا صحت و سلامت مأموریت تضمین شود.
تفاوت برنامه جدید آرتمیس ۳ با طرح اولیه
بسیاری از علاقهمندان به علوم فضایی هنوز آرتمیس ۳ را با نسخه اولیه این پروژه اشتباه میگیرند. در طرح اولیه، هدف اصلی فرود انسان بر قطب جنوب ماه بود؛ مأموریتی که قرار بود نخستین حضور انسان بر سطح ماه پس از بیش از نیم قرن محسوب شود. اما در معماری جدید، تمرکز از عملیات فرود مستقیم به سمت «آمادهسازی برای فرود» تغییر یافته است.
اصلیترین تفاوتهای این دو نسخه شامل حذف مرحله فرود سرنشیندار بر سطح ماه، تمرکز بر آزمایش سامانههای اتصال، اعتبارسنجی فناوریهای ماهنشین و کاهش ریسک کلی مأموریتهای آینده است. این رویکرد، علاوه بر کاهش خطرات، امکان ارزیابی فناوریها و سامانهها را در شرایط عملیاتی فراهم میآورد و بستر لازم برای مأموریت آرتمیس ۴ را آماده میسازد.
اگرچه در نگاه اول ممکن است این تغییرات به عنوان عقبنشینی تلقی شود، اما از دیدگاه مهندسی فضایی، این رویکرد منطقیترین مسیر برای افزایش ضریب موفقیت مأموریتهای بعدی محسوب میشود.
چرا ناسا برنامه آرتمیس را تغییر داد؟
مأموریتهای بزرگ فضایی همواره با چالشهای فنی، مالی و زمانی روبهرو هستند. در برنامه اولیه، هدف این بود که آرتمیس ۳ نخستین مأموریت سرنشیندار ناسا بر سطح ماه پس از مأموریت آپولو ۱۷ باشد. با این حال، توسعه سامانههای حیاتی مانند سامانه فرود انسانی، لباسهای فضایی نسل جدید و زیرساختهای پشتیبانی، با مشکلات و پیچیدگیهای غیرمنتظرهای مواجه شد.
در نتیجه، ناسا پس از ارزیابی شرایط، تصمیم گرفت که انجام مأموریت مستقیم فرود بدون آزمایش کامل تمامی سامانهها، ریسکهای زیادی به همراه دارد. بنابراین، یک مرحله آزمایشی میان آرتمیس ۲ و مأموریت نهایی فرود در نظر گرفته شد تا فناوریها به صورت مرحلهای و گامبهگام ارزیابی شوند.
این رویکرد، مشابه استراتژی دوران آپولو، یعنی آزمایش فناوریها قبل از فرود نهایی، است. مزایای این رویکرد عبارتند از:
- افزایش ایمنی خدمه
- کاهش احتمال بروز نقص یا خطا در عملیات فرود
- اعتبارسنجی فناوریهای نوین
- تجربه عملی در اتصال و هماهنگی سامانههای مختلف
- فرصت کافی برای اصلاح و بهبود سامانهها قبل از مأموریت نهایی
مراسم معرفی فضانوردان مأموریت آرتمیس ۳
Credit: Brandon Bell/Getty Images
چالشهای فنی پیش روی آرتمیس ۳
اجرای چنین مأموریتی در مقیاس بزرگ، نیازمند مدیریت مجموعهای از فناوریهای پیچیده است. ناسا باید همزمان چندین سامانه و فناوری را با دقت کنترل و هماهنگ کند.
هماهنگی سامانههای مختلف
برنامه آرتمیس همکاری نزدیک میان ناسا، آژانس فضایی اروپا و شرکتهای خصوصی مختلف است. هماهنگی موثر و بدون نقص میان این سازمانها، یکی از بزرگترین چالشهای پروژه محسوب میشود.
پیچیدگی عملیات اتصال در فضا
عملیات اتصال در فضا، بهویژه در محیطهای بیوزن و بدون جاذبه، بسیار حساس و نیازمند محاسبات دقیق است. هرگونه خطا در سرعت، موقعیت یا زمانبندی میتواند عملیات را با مشکل مواجه کند، هرچند این عملیات در مأموریتهای قبلی انجام شده است، اما هر بار نیازمند اصلاحات و تطابقهای خاص است.
آزمایش و اطمینان از عملکرد سامانههای ماهنشین
سامانههای مورد نیاز برای فرود بر سطح ماه هنوز در مرحله توسعه قرار دارند و آرتمیس ۳ فرصت نخست برای آزمایش عملیاتی بسیاری از این فناوریها است. ارزیابی کارایی و قابلیت اطمینان این سامانهها، اهمیت ویژهای دارد.
مدیریت هزینهها و منابع مالی
برنامه آرتمیس یکی از پرهزینهترین پروژههای فضایی تاریخ است. کنترل هزینهها، در کنار تضمین ایمنی و کیفیت فناوریها، از چالشهای اصلی ناسا محسوب میشود. در این راستا، مدیریت دقیق منابع و برنامهریزی مناسب، برای تضمین تحقق اهداف در زمان مقرر حیاتی است.
پس از اجرای مأموریت آرتمیس ۳، اهمیت این برنامه فراتر از یک مرحله اولیه است و آن را باید مقدمهای برای مأموریت آرتمیس ۴ در سال ۲۰۲۸ دانست. در این مرحله، تقریباً تمامی فناوریهایی که در مأموریتهای فرود سرنشیندار آینده مورد استفاده قرار میگیرند، برای ارزیابی و آزمایش اولیه به کار گرفته میشوند. در صورت موفقیت تیم مأموریت در عملیاتهای ملاقات مداری، اتصال، تبادل داده، هماهنگی خدمه و عملکرد سامانههای فرود، ناسا میتواند با اطمینان بیشتری به سمت اجرای مأموریتهای سرنشیندار حرکت کند.
به زبان ساده، مأموریت آرتمیس ۳ نقش مشابه آپولو ۱۰ را در مسیر رسیدن به مأموریت آپولو ۱۱ ایفا میکند؛ یعنی یک مرحله آزمایشی جامع پیش از گام نهایی است. برنامهریزی شده است که فضانوردان در مأموریت آرتمیس ۴ در منطقه قطب جنوب ماه فرود آیند و حدود یک هفته را بر روی سطح آن سپری کنند.
9 منطقه نامزد فرود در مأموریت آرتمیس ۴
Credit: NASA
در آینده، بشر میتواند از آب یخزده موجود در دهانههای همیشه سایهدار این مناطق برای تامین آب آشامیدنی، تولید اکسیژن و سوخت موشک بهرهبرداری کند. برنامههای ماه ناسا در حال حاضر بر سه مرحله اصلی استوار است:
- پیش از سال ۲۰۲۹: رباتها و پهپادهای جهنده، قطب جنوب ماه را بررسی کرده و ابزارهای علمی را به سطح آن میبرند.
- از سال ۲۰۲۹ به بعد: مأموریتهای مکرر سرنشیندار، این منطقه را توسعه میدهند.
- تا اواسط دهه ۲۰۳۰: ناسا قصد دارد سکونتگاههای نیمهدائمی را برای اقامت طولانیمدت فضانوردان در ماه تدارک ببیند.
این اقدامات، پایهای عملیاتی برای تحقیقات علمی پایدار و آزمایش فناوریهای لازم در استخراج منابع ماه و پشتیبانی از مأموریتهای آینده فراهم میکند.
اهمیت مأموریت آرتمیس ۳ در آینده اکتشافات فضایی
نقش مأموریت آرتمیس ۳ تنها محدود به بازگشت انسان به ماه نیست، بلکه بخشی از استراتژی بلندمدت ناسا برای حضور پایدار انسان در فضاهای دوردست است. فناوریهایی که در این مأموریت آزمایش میشوند، در آینده میتوانند در توسعه پایگاههای دائمی در ماه، استخراج منابع قمری، ساخت ایستگاههای مداری ماه، پشتیبانی از مأموریتهای عمیقتر در فضا و آمادگی برای سفرهای سرنشیندار به مریخ نقشآفرین باشند. از این رو، آرتمیس ۳ پلی است میان مأموریتهای کنونی و آرزوهای دیرینه بشر برای تبدیل شدن به یک گونه چندسیارهای.
طرحی گرافیکی از فرآیند استخراج منابع در سطح ماه
Credit: NASA
جمعبندی
نسخهی جدید مأموریت آرتمیس ۳ دیگر شامل فرود بر سطح ماه نخواهد بود، اما همچنان یکی از مراحل حیاتی پروژه آرتمیس محسوب میشود. هدف اصلی ناسا در این مأموریت، ارزیابی فناوریهای حیاتی، اعتبارسنجی سامانههای فرود قمری، آزمایش عملیات اتصال مداری و آمادهسازی برای مأموریتهای آینده است.
موفقیت در آرتمیس ۳ نقش مهمی در کاهش ریسک مأموریتهای بعدی ایفا خواهد کرد و مسیر را برای بازگشت پایدار انسان به ماه هموار میسازد. بسیاری از کارشناسان این مأموریت را به عنوان حلقه اتصال میان دستاوردهای امروز و دوران جدید اکتشافات فضایی میدانند؛ دورهای که در آن ماه نه تنها مقصد نهایی، بلکه سکوی پرتاب بشر به سمت مریخ و فراتر خواهد بود.
اهمیت مأموریت آرتمیس ۳
این مأموریت، در واقع نقطه عطفی در توسعه فناوریهای فضایی و استراتژیهای مأموریتی است که هدف آنها، ایجاد زیرساختهای لازم برای سفرهای طولانی مدت و استقرار انسان در فضا است. آزمایش فناوریهای ملاقات و اتصال در مدار، ارزیابی عملکرد سامانههای ارتباطی و پیشرانش، و همچنین تست سامانههای فرود، از جمله فعالیتهای کلیدی این مأموریت محسوب میشوند.
چشمانداز آینده
پیشرفتهای حاصل از آرتمیس ۳، مسیر را برای مأموریتهای بلندمدتتر و عمیقتر به ماه و فراتر از آن هموار خواهد کرد. این مأموریت نه تنها به عنوان یک مرحله آزمایشی، بلکه به عنوان سکوی پرتابی برای آیندههای بزرگتر در عرصه اکتشافات فضایی محسوب میشود؛ آیندهای که در آن انسانها، برای نخستین بار پس از دههها، دوباره بر سطح ماه قدم خواهند گذاشت و راه را برای سفرهای بعدی به سیارات دیگر هموار خواهند ساخت.