نقد و بررسی تخصصی فروش تاریخ نیمه نخست قرن بیستم

کیفیت مطابق تصاویر تاریخ نیمه نخست قرن بیستم نویسنده: سی. آ. لیدز مترجم: همایون حنیفه وند مقدم ناشر: سرنا زبان کتاب: فارسی تعداد صفحه: 360 اندازه کتاب: وزیری - سال انتشار: 1363 دوره چاپ: 1 مروری بر کتاب در سدهٔ بیستم میلادی تغییرات قابل توجهی در شیوهٔ زندگی مردم به وجود آمد. این تغییرات در نتیجهٔ پیشرفتها و نوآوریهای فنّی، پزشکی، اجتماعی، نظری و سیاسی بود. اصطلاحاتی چون ایدئولوژی، جنگ جهانی، قتلعام و جنگ هستهای وارد واژههای روزمرهٔ مردم شدند و تأثیرات زیادی روی زندگی آنها گذاشتند. جنگها به مقیاسها و درجههای بیسابقهای از پیچیدگی رسیدند. تنها در جنگ جهانی دوم (1945-1939) حدود 57 میلیون نفر کشته شدند که یکی از دلایل مرگشان پیشرفت در تولید سلاحها بود. روند مکانیزهسازی کالاها و خدمات و شبکههای ارتباطی که از سدهٔ نوزدهم آغاز شده بود با سرعت بیشتری در سدهٔ بیستم ادامه یافت. طی بیست سال، از اواسط دههٔ 1950 تا اواسط دههٔ 1970، اروپای غربی رشد و پیشرفتی شگرف را تجربه کرد. این امر مرهون سرعت بازسازی به لطف کمکهای آمریکا، ساماندهی پولی بر اثر موافقتنامههای برتون وودز، پویایی جمعیتی، افزایش بهرهوری و نیز اقدام دولتهایی بود که در چارچوب دیدگاه کینزی انگیزهای برای رشد اقتصادی فراهم کردند یا با مداخلات خود از آن حمایت کردند. آلمان، ایتالیا و به میزانی کمتر فرانسه، از این رشد سریع بسیار سود بردند. از سوی دیگر، این رشد در فضای بینالمللی صلحآمیزی صورت گرفت. پس از بحرانهایی که طی 1956 تا 1962 اتفاق افتادند، از 1963 تنشزدایی حاکم شد. در این زمان، همگرایی اروپایی از بحرانی خارج شده بود که بر اثر شکست پروژهٔ جامعهٔ دفاعی اروپا در 1954 پدید آمده بود. امضای معاهدهٔ 1957 که به ایجاد جامعهٔ اقتصادی اروپا و اوراتوم منجر شد، فرایند وحدت را دوباره به راه انداخت. با وجود این، به روی کار آمدن ژنرال دوگل در فرانسه، به دنبال بحران به وجود آمده در این کشور بر اثر استعمارزدایی در الجزایر، این فرایند را دوباره با تردیدهایی مواجه کرد. دوگل که با هرگونه ایدهٔ ایجاد تشکلی فراملیتی و نیز هرگونه همسویی اروپا با ایالات متحده مخالف بود، تشکیل «اروپای کشورها» را تجویز میکرد و میکوشید آن را بر شرکای مردد خود تحمیل کند. همچنین او شرکای خود را با اتخاذ سیاستهای «نیشدار» در قبال ایالات متحده و امتناع از پذیرش ورود انگلستان به بازار مشترک ناخشنود میساخت. فقط پس از کنار رفتن او از قدرت بود که جامعهٔ اقتصادی اروپا گسترش یافت و کشورهای انگلستان، ایرلند و دانمارک به عضویت آن درآمدند. بحران 1968 سبب شد در بارهٔ رشد و پیشرفت جامعه تردیدهایی به وجود آید. پس از ایالات متحده و ژاپن، شورشهای دانشجویی و کارگری انگلستان، آلمان، فرانسه و ایتالیا را تکان داد؛ اعتراض به سرمایهداری تکنوکرات، جامعهٔ مصرفی و نفی «از خود بیگانگی» فرد، از طریق تولیدگرایی و دیوانسالاری، وجه مشترک این شورشها بود.