در سالهای اخیر، واژه «تابآوری» به یکی از پرکاربردترین اصطلاحات در حوزههای اجتماعی، روانشناسی و مدیریت بحران تبدیل شده است. این مفهوم که بیشتر در ارتباط با توانایی مقابله و بازسازی پس از مواجهه با دشواریها به کار میرود، نقش مهمی در درک رفتار فردی و جمعی در شرایط بحران ایفا میکند. اما در بسیاری موارد، تصور نادرستی از ماهیت و محدودیتهای آن در جامعه شکل گرفته است که نیازمند تحلیل و بازنگری است.
تعریف صحیح و علمی تابآوری
در حوزه روانشناسی و علوم اجتماعی، تابآوری به فرآیندها و منابعی اطلاق میشود که افراد یا جوامع را قادر میسازند تا در مواجهه با سختیها و بحرانها، کارکرد طبیعی خود را حفظ کرده و پس از وقوع مشکل، به وضعیت عادی بازگردند. این مفهوم بر خلاف تصور رایج که آن را معادل با تحمل بیوقفه و بیپایان فشار میداند، بر اهمیت منابع داخلی و خارجی برای سازگاری و بازیابی تأکید دارد. لذا، فرد یا جامعهای تابآور است که بتواند در مواجهه با چالشها، از ظرفیتها و امکانات کافی برای مقابله برخوردار باشد.
تفاوت میان تحمل و تابآوری
یکی از نکات مهم در فهم این مفهوم، تمایز بین تحمل و تابآوری است. فردی که در شرایط سخت زندگی میکند و در عین حال ادامه میدهد، ممکن است بهدلیل استقامت یا سازگاری، ظاهر سالمی داشته باشد، اما این استمرار ممکن است بر هزینههای روانی و جسمی زیادی منجر شود. در واقع، تحمل صرفاً نشاندهنده پایداری است، در حالی که تابآوری شامل فرآیندهای فعال بازیابی و رشد پس از بحران است. پس، سلامت روانی واقعی در زمانی حاصل میشود که فرد نه تنها بتواند ادامه دهد، بلکه پس از هر بحران، وضعیت روانی خود را تقویت و بهتر کند.
اهمیت موضوع در شرایط جنگ و بحرانهای اجتماعی
در وضعیت جنگ و بحرانهای نظامی، فشارهای روانی، اقتصادی و اجتماعی افزایش مییابد و این وضعیت، بر روی ظرفیتهای سازگاری جامعه تأثیر میگذارد. جنگ نه تنها یک رخداد نظامی است، بلکه تهدیدهای مداوم، اختلال در زندگی روزمره، نااطمینانی و فقدان امنیت را تشدید میکند. در چنین شرایطی، خطر فرسایش تدریجی منابع روانی و اجتماعی، بهمراتب بیشتر میشود و میتواند منجر به کاهش توانمندیهای مقابله و افزایش آسیبهای روانی شود.
چالشهای بحرانهای اقتصادی و سیاستهای داخلی
در کشورهایی که بحرانهای اقتصادی، تحریمها و تهدیدهای نظامی همزمان با محدودیتهای سیاستگذاری داخلی همراه است، وضعیت پیچیدهتر میشود. این عوامل، نه تنها بر ساختارهای اقتصادی و سیاسی اثر میگذارند، بلکه بر روحیه و سلامت روان جامعه نیز تأثیرگذارند. در این فضا، حفظ احساس کنترل و عاملیت فردی اهمیت ویژهای پیدا میکند. انسانها باید بتوانند بخشی از زندگی خود را در قالب روابط خانوادگی، مراقبت از فرزندان و سالمندان، کار و تصمیمگیریهای روزمره، مدیریت کنند.
مدیریت اخبار و اطلاعات در شرایط بحرانی
یکی از نکات کلیدی در تقویت تابآوری، تنظیم مناسب مصرف اخبار و اطلاعات است. در حالی که آگاهی از تحولات ضروری است، پیگیری مداوم اخبار و شبکههای اجتماعی میتواند احساس کنترل فرد را کاهش دهد و منجر به اضطراب مزمن شود. توصیه میشود اطلاعات از منابع معتبر و در زمانهای محدود دریافت شود تا به حفظ آرامش و تمرکز در تصمیمگیری کمک کند.
رابطه سلامت روان، واکنشهای طبیعی و حمایت اجتماعی
در شرایط بحرانی، بروز احساساتی مانند ترس، خشم، غم و خستگی، واکنشهای طبیعی و قابلدرک هستند و نشانه اختلال روانی نیستند. سلامت روان به معنای حذف کامل اضطراب نیست، بلکه توانایی مدیریت آن و ادامه زندگی در کنار احساسات منفی است. حمایت اجتماعی، شامل ارتباط با خانواده، دوستان و مراقبت از افراد آسیبپذیر، نقش اساسی در تقویت تابآوری و کاهش فشارهای روانی دارد. جامعهای تابآور است که اعضای آن، در زمان فشار، بتوانند به یکدیگر تکیه کنند و احساس همبستگی داشته باشند.
نقش سیاستگذاری در تقویت تابآوری جامعه
در نهایت، باید توجه داشت که تابآوری یک فضیلت است که باید در کنار سیاستگذاریهای کارآمد و حمایتهای ساختاری تقویت شود. روانشناس میتواند به فرد کمک کند تا اضطرابهای خود را مدیریت کند، اما نمیتواند بحرانهای ساختاری، اقتصادی و سیاسی را برطرف سازد. بنابراین، حفظ امنیت، حمایت اجتماعی و پیشبینیپذیری در سیاستها، منابع حیاتی برای تقویت ظرفیتهای روانی و اجتماعی جامعه هستند.
در پایان، باید تصریح کرد که مردم ایران، با وجود ظرفیتهای بالای سازگاری، نباید فراموش کنند که این ظرفیت، محدود و وابسته به منابع پشتیبانی است. تابآوری باید به عنوان فضیلتی برای عبور از بحرانها دیده شود، نه دلیلی برای پذیرش بیپایان آنها.