در فصل جاری، یکی از بزرگترین نگرانیهای باشگاه سپاهان به عملکرد کاپیتان این تیم، احسان حاجصفی، مربوط میشود. این بازیکن باتجربه که قرار بود نقش رهبر و ستون اصلی تیم در شرایط سخت را ایفا کند، در مقابل انتظارات ظاهر نشده است و بهنظر میرسد که دیگر اثری از آن کاپیتان مقتدر سابق در میدان دیده نمیشود. سپاهان در ابتدای فصل با شکستهای پیاپی، تمرکز هواداران و کارشناسان را بر روی عملکرد ستارههای تیم، بهویژه حاجصفی، متمرکز کرده است. انتظار میرفت او در بازیهای حساس مقابل تیمهای قدرتمند مانند تراکتور و استقلال، نقش تعیینکنندهای ایفا کند؛ اما در واقعیت، شاهد نبود تاثیرگذاری قابل توجهی از سوی او بودیم. در هر دو مسابقه، نه تنها بازیسازی مؤثری انجام نداد، بلکه در فاز دفاع و حمله نیز کماثر ظاهر شد و نتوانست نقش راهنمایی را بر عهده بگیرد.
در دیدار مقابل استقلال، گل دوم تیم آبیپوشان که نتیجهاش بر روند بازی تأثیر گذاشت، نشان داد که حاجصفی چگونه در یک لحظه توپ را از دست داد و با واکنشی کند و نگرانکننده، سریعاً به عقب برگشت؛ وضعیتی که نشانگر ضعف در تمرکز و آمادگی او در مقاطع حساس است. این نوع واکنشها، دیگر فقط اشتباهات فردی نیستند بلکه گویای وضعیت روحی و فنی بازیکن است که باید مورد توجه قرار گیرد. او اکنون یکی از بازیکنان ضعیفتر تیم به شمار میرود و پیدا کردن حرکتهای مؤثر و مفید از او در بازیهای اخیر، کار دشواری است. انتظار میرفت با سابقه ملی و تجربهای که دارد، در روزهای سخت تیم را همراهی کند، اما برعکس، خودش به یکی از نقاط ضعف تیم تبدیل شده است.
مسائل تنها محدود به ضعف فنی نیستند؛ بلکه رفتارهای او در زمین، سوالبرانگیز شده است. حاجصفی، با وجود بازوبند کاپیتانی، بیشتر وقت خود را صرف اعتراضهای مکرر به همتیمیها میکند که این رویه، نشاندهنده کمتوجهی به مسئولیتهای رهبری است. در واقع، مسئولیتپذیری، جنگیدن بر سر توپ و نشان دادن راه به دیگران، وظایف اصلی یک کاپیتان است که حاجصفی در این فصل بهدرستی انجام نمیدهد. تیم سپاهان در این وضعیت نیازمند کاپیتانی واقعی است؛ فردی که در مواقع فشار، پیشقدم و مرجع باشد، نه اینکه در حاشیه باشد و تنها نظارهگر اتفاقات باشد. در نتیجه، شاید لازم باشد محرم نویدکیا، سرمربی تیم، تصمیمات سختگیرانهتری اتخاذ کند و بر اساس عملکرد فعلی، جایگاه حاجصفی را در ترکیب تیم مورد بازنگری قرار دهد. این تغییر میتواند به تیم کمک کند تا در مسیر درست قرار گیرد و از تکرار مشکلات گذشته جلوگیری کند. در مجموع، آنچه در زمین دیده میشود، بیشتر شبیه تصویری از یک بازیکن بدون اثرگذاری است که در بازیهای بزرگ، گم شده و هنوز معلوم نیست چه زمانی قرار است دوباره خودش را پیدا کند.